بوسه آتشین!!
پسرم سیزده ماهشه تازه بهش بوس کردن رو یاد دادم دیروز داشت تو اتاق شیطنت میکرد منم رفتم رو فرش وسط اتاق خواب دراز کشیدم که مراقبش باشم یه دفعه به سرم زد بگم بیاد منو بوس کنه بهش گفتم مامانی بیا مامانو ببوس فکر کن! منم بعدش چشمامو بستمو منتظر شدم که لبهای کوچولوش با صورتم تماس پیدا کنه... که یه دفعه یه چیز محکم عین پتک خورد تو دهنم انگار آتیش از لبام بلند شد چشمامو باز کردم و عین برق از جا پریدم با دسته بخار شوی وایستاده بود بالا سرم غش غش میخندید
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بوسه آتشین!!
