بازم ماجراهای پذیرایی آروین از مهمونها!
چند وقت پیش مادرم اینا مهمون داشتند ما هم به اتفاق همسرم و بچه ها اونجا بودیم طبق معمول آروین به دلیل مهمون نوازی و زیادی اجتماعی بودن تصمیم گرفت از مهموناشون پذیرایی کنه این بود که داشت میوه ها رو از میز وسط بر میداشت و تو بشقاب جلوی مهمونا میذاشت تو این وسط جلوی یکی از مهمونا بشقابی بود که توش یک هسته هلو انجیری بود آروین در حالیکه هسته رو برمیداشت و بجاش میوه میذاشت نگاهی به هسته انداخت و گفت اینم که توش خالیه برمیدالم برات میوه میذالم (منظورش از توش خالیه این بود که هلو رو خوردند و هسته اش مونده )



مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



بازم ماجراهای پذیرایی آروین از مهمونها!
