آروینآروین، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره
آریاناآریانا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره

خاطرات آروین حیدری مدلینگ دو ساله

جریان نقشه کشیدن آروین برای پیش بردن هدفش

1394/1/11 1:23
نویسنده : مامان آروین
270 بازدید
اشتراک گذاری

امروز داشتم تو آشپزخونه کار می کردم و طبق معمول آروین هم تو آشپزخونه تو دست و پای من مشغول بود وقتی داشتم ظرفها رو می شستم اونم یه لیوان دستش گرفته بودو منو هول میداد و مدام  گفت مامان بغل میکن من میوان بیشویم میدونستم اگه بغلش کنم دیگه ول کن نیست و تا خودشو خیس آب نکنه دست بردار نیست برای همین بهش گفتم آروین صد دفعه بهت گفتم وقتی دارم کار میکنم منو هول نده اما خوب این حرفها که تو گوشش نمی رفت و طرف میرفتم اونم می اومدو اصرار میکرد بغلش کنم منم چون مجبور بودم تا بچه خوابه کارامو انجام بدم بهش میگفتم صبر کن عزیزم کارام که تموم شد هرچقدر خواستی بغلت میکنم  بعد آروین چند دقیقه ای ساکت شد اما بعدش دوباره  پاچه شلوارمو گرفتو میکشید گفتم دیگه چیه؟ گفت بوس گفتم مرسی گفت مامان بوس میخام گفتم باشه گفت نه لوپ  ...گفتم چی ؟؟؟؟؟؟ گفت مامان لوپ میخام بوس کنم خنده ام گرفت تو دلم گفت الهی بمیرم بچه ام چقدر با محبته میخواد منو ببوسه دلش برام تنگ شده حتما چون خیلی مشغولم ...خلاصه خم شدم تا هم ببوسمشش هم بذارم منو ببوسه که یه دفعه  پرید تو بغلم و دستاشو دور گردنم حلقه کرد و گفت آهان اومدم بغلیت حالا بی بر میوان بیشورم!!!!!!!!!!!!!!!! تازه  فهمیدم شیطون کوچولو برای پیش بردن حرفش چه سیاستی بکار برده و چطور خواسته منو خر کنه !!!!!!!!! 

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)