آروینآروین، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 10 روز سن داره
آریاناآریانا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 5 روز سن داره

خاطرات آروین حیدری مدلینگ دو ساله

ته دل یه بچه سه ساله کجاست ؟ یه خاطره از برادرزاده شیرینم عرشیا

امتحانات دانشگاهم شروع شده بود و من حسابی مشغول بودم یه روز که فرداش امتحان داشتم از برادرزاده سه ساله ام خواستم تا برام از ته دلش دعا کنه که امتحانمو قبول بشم اونم چشماشو بست و یه نفس عمیق کشید و گفت از ته ته ته دلم برات دعا کردم قبول بشی بوسیدمشو گفتم خوب ته ته ته دلت کجاست اونم یه کم فکر کردو گفت همونجا که جیش میکنم   اینم یه عکس از برادرزاده خوشگلم   ...
18 شهريور 1393

پسر یکساله انقدر فضول ؟؟؟

نمیدونم با این فضول کوچولو چطور برخوردکنم هر روز حوالی ساعت دو که از سرکار میرسم خونه به محض ورود پسرم بدو بدو میاد کیفمو میگرده کارتو وسایل داخل کیف پولمو یکی یکی در میاره و پرت میکنه بیرون بعد نوبت کیف لوازم آرایشمه همه رو یکی یکی درمیاره نگاه میکنه بعد پرت میکنه دست آخر هم نوبت مشمای تو دستمه که رو زمین خالی میکنه و با دست پخششون میکنه و وقتی هم چیزی رو که میخاد پیدا نکرد میام کیفمو جمع کنم دستمو گاز میگیره در میره !!!!  
18 شهريور 1393

عجب مارمولکی شده این بچه !!!

پسرم یک سال و دوماهشه صبحها که میرم سر کار میذارمش پیش مامانم اینه که یه سری کارها رو از مامانم یاد گرفته از اونجاییکه مامانم زن بسیار تمیزیه و مدام در حال تمیز کردن خونه است به پسرم هم یادداده که هر آشغالی پیدا کرد ببره بندازه سطل آشغال تازه خیلی وقتها که میرم خونه ی مامانم اینا پسرم یه دستمال دستشه داره روی میز عسلی وسط خونه یا رو سرامیکها رو دستمال میکشه دیروز تو آشپزخونه مامانم اینا داشتم با مادرم صحبت میکردم که یه هو دیدم پسرم خودش بدون اینکه کسی چیزی بهش بگه یه آشغال رو از روی زمین پیدا کرد و آورد بدون سر و صدا انداخت تو آشغالی انقدر ذوق زده شدم که پریدم بغلش کردمو بوسیدمش خودش هم کلی حال کرد. بعد با مادرم اومدم تو پذیرایی پسرم رو هم ب...
18 شهريور 1393

بیشترین طول عمر اسباب بازی های پسرم یک ربعه ...

پسرم 17 ماهشه خیلی دلم میخاد عکس کمد سیسمونیشو براتون میذاشتم تا ببینید که درشو که باز میکنی پره از اجساد اسباب بازیهای گرانقیمتی که تکه تکه شده اند تقریبا تمام وسایلی که براش گرفتیم یه جاشون یا شکسته یا نابود شده ماشین های کنترل دار بزرگی که قطعاتش رو در آورده دل و روده وسایل باطری دار یا سیم و چراغ دارش بیرونه هیچ اسباب بازی بیشتر از یه ربع یا نیم ساعت بعد خرید سالم نمی مونه هر چی بگیریم میخواد توشو باز کنه بررسی کنه اصلانمیدونم دیگه براش اسباب بازی بگیریم یا نه .... دیروز اومدم ترن قطارشو برای اولین بار براش راه اندازی کنم اما همینکه داشتم ریلهاشو می چسبوندم برگشتم دیدم یه چیزای ریز دایره مانند رو زمین پخشه ؟؟ پسرم تمام چرخهای کوچیک قطارا...
18 شهريور 1393

اسپری حشره کش و شیطنت شیرین برادزاده خوشگلم عرشیا

چند وقت پیش برادر زاده ده ساله ام که اومده بود خونه امون بهم گفت عمه دوست داری پشه بچه اتو نزنه گفتم چطوری گفت یه اسپری جدید اومده که به بدن میزنند و حشره ها رو میکشه گفتم جدی میگی گفت آره گفتم خوب حالا اسمش چیه گفت هیچی همون اسپری حشره کش گفتم یعنی چی من به بچه ام حشره کش بزنم ؟ گفت خوب آخه این حشره کش با اونی که شما میگین فرق داره گفتم خوب تو از کجا فهمیدی چنین حشره کشی وجود داره گفت بابام برام یکیشو خریده تازه چند تا از دوستام هم گرفتن استفاده میکنند خلاصه روز بعدش من زنگ زدم به برادرم و ازش پرسیدم این اسپری حشره کش که برای پسرت خریدی اسمش چیه گفت نمی فهمم چی میگی گفتم همین حشره کش که به عرشیا میزنی دیگه گفت شوخی میکنی ؟ گفتم نه مگه براش ...
18 شهريور 1393

پسر17 ماه ام انقدر نگران فیلتر جارو برقی بود که امروز صبح زود بیدار شد

پسرم یک سال و5 ماهشه عاشق جارو برقیه 24 ساعته دسته جارو برقی دستشه تواتاق روی فرش زیر فرش روی مبل روی تخت دنبال خودش میکشه دیشب همسرم تو خونه فیلتر جارو برقیمون رو در آورد و برد شست و به پسرم که با کنجکاوی مشغول بررسی موضوع بود گفت این فیلتر جارو برقیه باید بشورمش الان دیگه جارو برقی کار نمیکنه فردا صبح بهم یاد آوری کن بذارمش سر جاش من فک نمیکردم متوجه بشه همسرم چی گفته یا اینکه متوجه بشه یادآوری یعنی چی ؟ صبحها من زودتر از خونه میزنم بیرون و همسرم کنار پسرم میخوابه تا 9 یا 10 و بعد پسرم رو می بره میذاره خونه مامانم اینا و میره شرکت امروز همسرم میگفت که پسرم که هر روز به زور ساعت 9 یا 10 بلند میشد ساعت6 و نیم صبح بیدار شده و رفته تو بغلش و ب...
18 شهريور 1393

دیروز برای پسرم یه بسته مداد شمعی گرفتم تمام دیوارهای خونه رو کرده کاغذ دیواری

برای پسر یک سال و نیمه ام یه بسته مداد شمعی گرفتم دلم میخاد عکسایی رو که همسرم دیروز بامبایلش از درو دیوار خونه امون گرفته بود میتونستم بذارم تا ببینید این پسرا چه اعجوبه هایی هستند تمام دیوارا و درب اتاق خواب و کابینتا با مدادشمعی قهوه ایی و سیاه رنگ آمیزی شده بود حتی یه جای خالی هم رو دیوارا نذاشته بود اونم فقط ظرف یک ربع یا بیست دقیقه که من تو آشپزخونه مشغول کار بودم فک میکردم داره تو دفتر نقاشیش نقاشی میکنه که صداش در نمیاد نگو داشته دیوارا رو کاغذ دیواری میکرده دو سه ساعت طول کشید که بتونم دیوارو در و کابینتای اوپن رو که از بیرون ظرف چند دقیقه خط خطی کرده بود با مواد شوینده و دستمال پاک کنم تازه خودشم با یه دستمال کاغذی داشت کمکم میکرد ...
18 شهريور 1393

شیطنتهای پسرم و روش جدیدم برای مهار آنها

آروین کوچولو الان یک سال ودوماهشه فوق العاده شیطونه از درو دیوار بالا میره 24 ساعته دسته جارو برقی دستشه از سر تا سر خونه روی مبل زیر روفروشیها حتی روی تخت دنبال خودش میکشه یا جلوی لباسشویی ایستاده داره برنامه های لباسشویی رو بهم میزنه یا میره جلوی تلویزیون تلویزیون روخاموش میکنه یا کنترل بر میداره کانالهاشو بهم میریزه از تو کشو درش میآرم سر از تو یخچال در میاره یا داره سبزی ها و گوشتهای یخ زده تو یخچال رو وسط آشپزخونه تخلیه میکنه یا ایستاده جلوی بوفه یا کابینت تو آشپزخونه داره فنجون نلبکیها و ظروف چینی رو یکی یکی از پشت سر پرت میکنه وسط آشپزخونه تاحالا شاید بیشتر از 5 یا 6 دفعه گوشی تلفن خونه صد دفعه سیم تلفن رو خراب کرده دسته جارو برقی دست...
18 شهريور 1393

دیروز پسر 15 ماهم ریش تراش باباشو برداشته بود ریششو بزنه !!!

وقتی اومدم دیدم ریش تراشو به برق زده روشن نکرده بود انگار نمیدونست چه طوری باید روشنش کنه اما داشت میکشید زیر گلوش و روی لوپاش   ...
18 شهريور 1393