آقا دزده!!!
دیروز رفته بودیم خونه مامانم اینا آخر شب داشتیم برمی گشتیم جلوی درب خروحی همه داشتندخداحافظی میکردند آروین هم بغل خواهرم بود یه دفعه همانطور از بغل خواهرم خم شد و گوشی آیفن رو برداشتو گفت انو سنام آقا دوزده من دلو باز کدم بیا تو (ترجمه: الو سلام آقا دزده من درو باز کردم بیا تو)

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



آقا دزده!!!
