آروینآروین، تا این لحظه: 13 سال و 8 ماه و 9 روز سن داره
آریاناآریانا، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 4 روز سن داره

خاطرات آروین حیدری مدلینگ دو ساله

پسر یکساله انقدر فضول ؟؟؟

نمیدونم با این فضول کوچولو چطور برخوردکنم هر روز حوالی ساعت دو که از سرکار میرسم خونه به محض ورود پسرم بدو بدو میاد کیفمو میگرده کارتو وسایل داخل کیف پولمو یکی یکی در میاره و پرت میکنه بیرون بعد نوبت کیف لوازم آرایشمه همه رو یکی یکی درمیاره نگاه میکنه بعد پرت میکنه دست آخر هم نوبت مشمای تو دستمه که رو زمین خالی میکنه و با دست پخششون میکنه و وقتی هم چیزی رو که میخاد پیدا نکرد میام کیفمو جمع کنم دستمو گاز میگیره در میره !!!!  
18 شهريور 1393

عجب مارمولکی شده این بچه !!!

پسرم یک سال و دوماهشه صبحها که میرم سر کار میذارمش پیش مامانم اینه که یه سری کارها رو از مامانم یاد گرفته از اونجاییکه مامانم زن بسیار تمیزیه و مدام در حال تمیز کردن خونه است به پسرم هم یادداده که هر آشغالی پیدا کرد ببره بندازه سطل آشغال تازه خیلی وقتها که میرم خونه ی مامانم اینا پسرم یه دستمال دستشه داره روی میز عسلی وسط خونه یا رو سرامیکها رو دستمال میکشه دیروز تو آشپزخونه مامانم اینا داشتم با مادرم صحبت میکردم که یه هو دیدم پسرم خودش بدون اینکه کسی چیزی بهش بگه یه آشغال رو از روی زمین پیدا کرد و آورد بدون سر و صدا انداخت تو آشغالی انقدر ذوق زده شدم که پریدم بغلش کردمو بوسیدمش خودش هم کلی حال کرد. بعد با مادرم اومدم تو پذیرایی پسرم رو هم ب...
18 شهريور 1393

هرگز خودمو نمی بخشم تحمل دیدن ضجر کشیدن پسرمو ندارم

پسرم یک سالش بود که ناخواسته باردار شدم تا 4 ماه بعد بارداری بهش شیر دادم اما بعلت مشکلات من و اینکه تو بارداریم علیرغم مصرف ویتامینها و کلسیم باز شرایط خوبی نداشتم و کاهش وزن داشتم پزشک زنان وزایمانم بهم توصیه کرد که به هیچ وجه دیگه به پسر اولم شیر ندم از طرفی پسرم هم ظرف سه ماه گذشته فقط 100 گرم وزن گرفته بود برای همین پزشک خود پسرم هم گفت که دیگه بهتره شیرت رو بهش ندی الان یه هفته است که بهش شیر نمیدم اوایل همش می اومد یقه امو میگرفت دستشو میکرد تو یقه ام بهم با گریه و خنده ملتمسانه ازم شیر میخواست الان چند شبه سعی میکنه بهم التماس نکنه اما هر شب تا صبح بارها بلند میشه و گریه میکنه وقتی بغلش میکنم یا دستش ناخوداگاه به سینه ام میخوره یا صور...
18 شهريور 1393

جیگرم برای پسرم آتیش گرفته ....

تازه 16 ماهش شده من خودم 4 ماهه باردارم دکترا بهم توصیه کردند بهش شیر ندم هر کاری کردم نتونستم از شیر بگیرمش مجبور شدم به توصیه پزشکش کمی از خودم دورش کنم برای همین چند روزی از صبح تا شب پیش مادرم میذاشتمش عصرها میرفتم بهش سر میزدم ولی سعی میکردم شیرش ندم مامانم روزا حسابی سیرش میکرد و شب بعد یه شام مفصل میداد ببرمیش خونه اما شبا تا صبح شیرمیخورد چندوقت پیش اینجا یه تاپیک زدم و یه عده سرزنشم کردند و گفتند اینکار خیلی بده فعلا کوچیکه بهش شیر بده و خودتو تقویت کن یا اینکه یه دفعه از شیر بگیرش و ازخودت دورش نکن خلاصه من هم دوباره بعد از اینکه از کار برمیگشتم میاوردمش پیش خودم متاسفانه دیگه غذا نمیخورد وقتی پیش من بود فقط شیر میخورد حتی شام هم نم...
18 شهريور 1393

آروین 14 ماهشه باید از شیر بگیرمش اما تحمل از شیر گرفتنشو ندارم

پسرم یک سال و دوماهشه من هم باردارم الان تو 7 هفته هستم مادرم میگه نباید بهش دیگه شیر بدی هم برای خودت ضرر داره هم برای بچه تو شکمت و هم برای پسر اولت به پزشکش زنگ زدم گفت بهتره ندی چون از یک سال به بعدشیر فقط جنبه عاطفی داره ضمن اینکه ممکنه خودت به شدت پوکی استخوان بگیری دیروز تصمیم گرفتم دیگه بهش شیر ندم برای همین از صبح تا شب به پسرم شیر ندادم و اونو خونه مادرم اینا گذاشتم شب که همسرم پسرم رو به خونه آورد گفت که مامانم حسابی سیرش کرده اما پسرم بیشتر از 50 بار اومد و منو بوسید و با زبون بی زبونی بهم التماس کرد و مدام از سرو کول من بالا میرفتم و در حالیکه میخندید گریه میکرد و لباسم رو میکشید تا بهش شیر بدم حتی رفت و عروسکش رو آورد روی صورتم ...
18 شهريور 1393

بیشترین طول عمر اسباب بازی های پسرم یک ربعه ...

پسرم 17 ماهشه خیلی دلم میخاد عکس کمد سیسمونیشو براتون میذاشتم تا ببینید که درشو که باز میکنی پره از اجساد اسباب بازیهای گرانقیمتی که تکه تکه شده اند تقریبا تمام وسایلی که براش گرفتیم یه جاشون یا شکسته یا نابود شده ماشین های کنترل دار بزرگی که قطعاتش رو در آورده دل و روده وسایل باطری دار یا سیم و چراغ دارش بیرونه هیچ اسباب بازی بیشتر از یه ربع یا نیم ساعت بعد خرید سالم نمی مونه هر چی بگیریم میخواد توشو باز کنه بررسی کنه اصلانمیدونم دیگه براش اسباب بازی بگیریم یا نه .... دیروز اومدم ترن قطارشو برای اولین بار براش راه اندازی کنم اما همینکه داشتم ریلهاشو می چسبوندم برگشتم دیدم یه چیزای ریز دایره مانند رو زمین پخشه ؟؟ پسرم تمام چرخهای کوچیک قطارا...
18 شهريور 1393

عصبانیت بچه یک ساله!

پسرم 15 ماهشه هر روز صبح وقتی میرم سرکار میذارمش پیش مامانم اخیرا چون باردارم تصمیم گرفتم از شیر بگیرمش برای همین عصرها بعد کار یه سر میرم می بینمش اما با خودم نمی برمش خونه امون میذارم تا 10 شب اونجا بمونه و فقط واسه خواب میرم میارمش پیش خودم که فقط شبها شیر بخوره این روزا حس میکنم پسرم از دستم خیلی عصبانیه!! میدونم که اگه توضیح هم بدم که برای چی مجبورم اینکارو بکنم درک نمیکنه برای همین کاری از دستم بر نمیاد دیروز بعد از کار رفتم خونه مامانم اینا دیدمش اما وقتی میخواستم برگردم خونه دیدم اومده مانتومو گرفته اصرار میکنه با من بیاد من هم که میخواستم یه جوری مشغولش کنم تا منصرف بشه یه 2000 تومنی از کیفم در آوردم دادم به برادرم و بهش گفتم برو بر...
18 شهريور 1393

اسپری حشره کش و شیطنت شیرین برادزاده خوشگلم عرشیا

چند وقت پیش برادر زاده ده ساله ام که اومده بود خونه امون بهم گفت عمه دوست داری پشه بچه اتو نزنه گفتم چطوری گفت یه اسپری جدید اومده که به بدن میزنند و حشره ها رو میکشه گفتم جدی میگی گفت آره گفتم خوب حالا اسمش چیه گفت هیچی همون اسپری حشره کش گفتم یعنی چی من به بچه ام حشره کش بزنم ؟ گفت خوب آخه این حشره کش با اونی که شما میگین فرق داره گفتم خوب تو از کجا فهمیدی چنین حشره کشی وجود داره گفت بابام برام یکیشو خریده تازه چند تا از دوستام هم گرفتن استفاده میکنند خلاصه روز بعدش من زنگ زدم به برادرم و ازش پرسیدم این اسپری حشره کش که برای پسرت خریدی اسمش چیه گفت نمی فهمم چی میگی گفتم همین حشره کش که به عرشیا میزنی دیگه گفت شوخی میکنی ؟ گفتم نه مگه براش ...
18 شهريور 1393

پسر17 ماه ام انقدر نگران فیلتر جارو برقی بود که امروز صبح زود بیدار شد

پسرم یک سال و5 ماهشه عاشق جارو برقیه 24 ساعته دسته جارو برقی دستشه تواتاق روی فرش زیر فرش روی مبل روی تخت دنبال خودش میکشه دیشب همسرم تو خونه فیلتر جارو برقیمون رو در آورد و برد شست و به پسرم که با کنجکاوی مشغول بررسی موضوع بود گفت این فیلتر جارو برقیه باید بشورمش الان دیگه جارو برقی کار نمیکنه فردا صبح بهم یاد آوری کن بذارمش سر جاش من فک نمیکردم متوجه بشه همسرم چی گفته یا اینکه متوجه بشه یادآوری یعنی چی ؟ صبحها من زودتر از خونه میزنم بیرون و همسرم کنار پسرم میخوابه تا 9 یا 10 و بعد پسرم رو می بره میذاره خونه مامانم اینا و میره شرکت امروز همسرم میگفت که پسرم که هر روز به زور ساعت 9 یا 10 بلند میشد ساعت6 و نیم صبح بیدار شده و رفته تو بغلش و ب...
18 شهريور 1393